پدر ...

پدر امروز از تو مینویسم ...

دختر که باشی میدونی بهترین مرد دنیا پدرته!

پدری که تا به حال به این همه محبت و توجهش پی نبرده بودم ،

پدری که حواسش به تکتک کارهایم بود ،

پدری که در کودکی مواظبم بود و از من چشم بر نمیداشت تا مبادا اتفاقی برایم بیفتد

پدری که در نوجوانی از تمام گریه های شبانه ام با خبر بود

کسی که سرش هزاران بار غر زدم و با عصبانیت جوابش را دادم و او با لحنی مهربان جوابم را داد ، آری او همان پدر مهربان است ؛

پدری که پای تمام حرف هایم نشست و مرا ناامید نکرد و هر خاطره ی بیخودی که برایش میگفتم لبخند دلنشینی میزد که مبادا دلم بشکند یا ناراحت شوم ،

پدری که وقتی مریض میشدم هر کاری میکرد تا حالم را خوب کند

پدری که لحظه لحظه ی عمرش را به پای من گذاشت تا من خوب باشم ، اما من متوجه هیچ یک از محبت هایش نشدم !

پدری که حتی اجازه نداد به آن محبت های بی کرانش پی ببرم ...،

آری ، امروز پدر برای من یک قهرمان است . قهرمانی که محبتش تمام نشدنیست...!

" پدرم دوستت دارم "

 

                                                                               (نیوشا مهربان)

/ 1 نظر / 12 بازدید
مهسا

سلامتی مادر ک بخاطر ما شکمو بزرگ کرد.. خط چشمشو با عینک عوض کرد... مهمونی های شبونه رو با بیدار موندن کنار ما عوض کرد... کیف پولشو با پوشک عوض کرد... سلا متی مادر ک همه چیز شو با عشق عوض کرد...