ایمان ، اعتماد ، امید ...

روزی تمام روستایی ها تصمیم گرفتند تا برای بارش باران دعا کنند . در روزی که برای دعا دور هم جمع شدند تنها یک ژسر بچه با خود چتری داشت ... 

این یعنی ایمان ... 

کودک یک ساله ای را تصور کنید . زمانی که شما او را به هوا پرتاب میکنید او میخندد ,چرا که او میداند شما او را خواهید گرفت ... 

این یعنی اعتماد ... 

هر شب ما به رخت خواب میرویم ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر میخیزیم به این حال ساعت را برای فردا کوک میکنیم ... 

این یعنی امید ... 

/ 1 نظر / 5 بازدید
kimiya

ترکوندی فوق العاده زیبا بود!